جهت جستجوی محتوای گروه اگزیت، از کلیدواژه مناسب در فیلد مقابل استفاده نمایید. سپس، نتایج در قسمت جستجوی پیشرفته، قابل بهینه‌سازی خواهد بود.

 

نقش دولت در توسعه مشاوره مديريت كشور - دکتر غلامرضا کیـانی

نقش دولت در توسعه مشاوره مديريت كشور

چكيده
دولتها درنقش كارفرما متولي توسعه كشور، مي توانند در راستاي توسعه ملي به ايجاد نهادهاي مشاوره مديريت بپردازند. بسترسازي، بازارسازي و نظام سازي سه عامل بسيار مهمي هستند كه دولتها مي توانند با فراهم كردن زمينه تحقق اين عوامل، نقش بااهميتي را در ايجاد نهادهاي مشاوره مديريت ايفا كنند. مقاله زير در حقيقت، مقدمه اي است براي دعوت به تفكر و نقطه آغازي است براي حصول توافق درباره يك مدل و چهارچوب فكري در زمينه نقش دولت در توسعه مشاوره مديريت در كشور.

مقدمه
دولت و مشاوره مديريت رابطه اي چندجانبه و متقابل دارند. همچنان كه مشاوران به عنوان عامل توسعه مي توانند كمك موثري براي ايفاي نقش دولت باشند، دولتها نيز در اين ارتباط دو نقش اساسي دارند:

1 - در نقش كارفرما؛

2 - در نقش متولي توسعه كشور.

دولت به‌خصوص در يك نظام دولت سالار بزرگترين بازار كار صنعت مشاوره در كشور است. در كشور ما بيش از 80 درصد از سازمانها دولتي هستند. گذشته از اين، توزيع امكانات در دو بخش دولتي و خصوصي نيز متناسب نيست. به عنوان مثال 26 درصد نيروي كار سازمانهاي دولتي را افراد دانشگاه ديده تشكيل مي دهند در حالي كه اين نسبت در شركتهاي خصوصي سه درصد است. بنابراين، در كشور ما باتوجه به بافت دولت، سازمانهاي دولتي بخش قريب به تمام بازار مشاوره مديريت را تشكيل مي دهند.

دولت در نقش متولي امر توسعه نيز وظيفه اساسي و قابل توجهي در توسعه نظام مشاوره مديريت در كشور به عهده دارد. اين نقش دولت كمتر مورد توجه بوده و دولت خود را تاكنون بيشتر در موضع كارفرما ديده است. پرسش اساسي اين است كه دولت براي ايفاي چنين نقشي چه بايد بكند؟ به عبارت ديگر، انتظارات مشاوران مديريت از دولت براي توسعه امر مشاوره در كشور چيست؟ موضوع اين مقاله پاسخي به اين پرسش اساسي است.

نقش دولتها در توسعه ظرفيت مشاوره مديريت
دولتها به دليل رسالتي كه در توسعه ملي به عهده دارند به ناچار نقش قابل توجهي در توسعه مشاوره ايفا مي كنند. آمار و ارقام بيانگر اين واقعيت است كه رابطه اي مستقيم بين توسعه ظرفيت مشاوره مديريت و توسعه كشورها وجود دارد. بازار جهاني مشاوره مديريت بسته به حوزه شمولي كه براي آن مــي توان قائل شد بين 100 تا 150 ميليارد دلار برآورد مي شود.

از اين ميزان همان طور كه در شكل شماره يك مشاهده مي شود حدود دو سوم اختصاص به كشورهاي آمريكا و اروپاي غربي داشته و باقي كشورها فقط يك سوم اين بازار را شامل مي شوند. نرخ رشد بازار مشاوره مديريت در كشورهاي در حال توسعه بالاست. اين كشورها عمدتاً در اروپاي شرقي و مركزي، آسياي حوزه اقيانوس آرام، آمريكاي لاتين و آفريقا قرار دارند. نرخ رشد بازار در كشورهاي پيشرفته پايين و در حد اشباع است.

اهميت ظرفيت سازي مشاوره مديريت در توسعه ملي تا جايي است كه دولتهايي كه توسعه را فراتر از تاسيس راه جاده سد و كارخانـه مي نگرند و آن را انسان محـور مي‌دانند، افزايش ظرفيتهاي نرم افزاري و مغزافزاري را به عنوان راهكار توسعه ملي اتخاذ مي كنند. اقدامات كشورهاي اروپاي شرقي در اين زمينه از پايان دهه 80 يعني از هنگام تغيير رژيـم سياسي اين كشورها مثال روشنـي در اين ارتباط است. اين كشورها براي جبران عقب ماندگيهاي گذشته و توسعه سريع خود كه دغدغه و موضوع اساسي كشورهاي اروپاي غربي و سازمان ملل نيز بود در كنار خصوصي سازي، توسعه ظرفيت مشاوره مديريت را به عنوان راهكار توسعه بهره وري در دستور كار خود قرار دادند. مبناي اين اقدام، باور به اين اصل است كه خصوصي سازي به تنهايي نمــي تواند موجب افزايش بهره وري سازمانها گردد و لازم است مشاوران مديريت در نقش عوامل تحـــول به پشتيبـاني مديران بيايند. مركز بهره وري ژاپن نيز براي حمايت و پشتيباني از سرمايه گذاريهاي انجام گرفته ژاپن در كشورهاي اروپاي شرقي تاكنون شعبه هاي زيادي در اين كشورها تاسيس كرده است.

سطوح انتظارات از دولت
براي ايجاد نهادهاي مشاوره مديريت و توسعه آنها در كشور بايد به ايجاد شرايط مساعد انديشيد و نه اتخاذ يكي دو تصميم خاص. سينگر فيلسوف آمريكايي مي گويد ميوه بلوط حاصل درخت بلوط نيست، بلكه حاصل يك شرايط توليدي است كه درخت يكي از عوامل لازم براي ايجاد آن شرايط است. مجموعه عواملي كه شرايط مساعد براي توسعه نظام مشاوره در كشور را ايجاد مي كند از نظر ماهيت در سه سطح قابل تفكيك هستند:

1 - بازارسازي؛ 2 - بسترسازي؛ 3 - نظام سازي.

هر كدام از اين سطوح، شرط لازم براي ايجاد سطح بعدي است. به عبارت ديگر، ابتدا بايد به توسعه بازار مشاوره انديشيد. مشاوره از آن نوع خدماتي نيست كه برايش تحت هر شرايطي تقاضا وجود داشته باشد. ميزان اين تقاضا تابع شرايطي است كه ايجاد آن از وظايف دولت است. در صورت توسعه بازار، توسعه مشاوره در سطحي ديگر نيازمند بسترسازي است، تا تحت آن زمينه رشد و توسعه مشاوره فراهم گردد. در سطح سوم، دولت وظايفي براي ايجاد شرايطي سالم و مساعد براي ادامه كار مشاوره مديريت به عهده دارد. بنابراين، انتظارات از دولت را مي توان در قالب هرم نقشها در سه سطح در شكل دو مطرح ساخت.

در شكل دو به ميزاني كه شرايط سطوح پايين تامين شود، پرداختن به سطوح بالاتر موضوعيـت مي يابد. اين امر نسبي است و مــي توان به موازات در هر سه سطح كاركرد.

1 - بازارسازي
مشـاوره مديريت مانند هر كسب و كار ديگري براي توسعه خود نيازمند تقاضاست. دولت به عنوان بزرگترين كارفرماي مشاوره در كشور و همچنين به تبع وظيفه اي كه در توسعه ملي به عهده دارد مي تواند نقشي اساسي در تعميق و گسترش بازار براي مشاوران مديريت ايفا كند.

در اين سطح، دولت شرايطي را فراهم مي‌كند كه تحت آن، فرصت كار مشاوره در كشور ايجاد مي شود. حاصل اين آمادگي ايجاد يك چشم انداز و تلاش همه عوامل دولت در همسويي با آن است. دو عامل به شرح زير در ايجاد و توسعه بازار مشاوره مديريت اساسي هستند كه تامين آنها از وظايف دولت به شمار مي رود:

1 - ثبات: يكي از شروط اساسي براي بقا و حيات مشاوره ثبات در اوضاع سياسي و اقتصادي كشور است. اگرچه بي ثباتي و بلاتكليفي در سياستها و تصميم هاي دولت مشـكل اسـاسي براي كليه صنايع به حساب مي آيد ولي مشاوره و آموزش مديريت بيش از غالب صنايع از اين امر تاثير مي پذيرد.

مديران در شرايط عدم قطعيت عمليات جاري خود را متوقف نمي كنند بلكه شروع برنامه هاي توسعه خود را به تعويق مي اندازند.

2 - فرهنگ: يك تحقيق تطبيقـي(2) نشـــــان مي دهد كه مديران ايراني در فرايند تصميم‌گيري خود بيش از مشاوره به افكار عمومي اتكا دارند. اين تحقيق كه فرايند تصميم‌گيري مديران در كشورهاي مختلف را مورد بررسي و تاثيرگذاري چندمنبع اثرگذار را مطالعه كرده است، بيانگر اين واقعيت است كه مديران ايراني به استفاده از مشاور كمتر از ساير منابع اعتقاد دارند.

در حالي كه استفاده از مشاور در تصميم گيريهاي مديران آمريكايي در راس منابع مورد تحقيق قرار دارد. براي توسعه تقاضا و ايجاد بازار كار مشاوره مديريت، دولت بايد كار فرهنگي كند. در اين ارتباط دو عامل اصلي بيش از ساير عوامل فرهنگي در توسعه بازار مشاوره نقش دارند:

خردگرايي: مايه اصلي كار مشاوره خرد است. مشاور فكر مي فروشد.
بنابراين، توسعه تقاضا براي مشاوره رابطه مستقيمي باارزش تفكر در نزد كارفرما دارد. حاكميت خرد در كار و ارزيابيها و بهادادن به تفكر در عمل و نه در حرف و بيان، مستلزم مقابله با حاكميت تعصب، شانس و خرافات در تصميمات است. اين از وظايف دولت و برنامه هاي فرهنگي اوست و كاري نه آسان كه بسيار دشوار و زمــان بر است و لازم است با دقت و حوصله به آن پرداخته شود. به قول برتراند راسل بسياري از انسانها ترجيح مي دهند بميرند ولي فكر نكنند«(3).
تغيير پذيري : يكي از گرفتاريهاي كشورهاي جهان سوم، عدم آمادگي تطبيق با شرايط عصر حاضر است كه مهمترين مشخصه آن شدت تغييرات است.
مسئله تغييرپذيري در سازمانها از آنچنان اهميتـــي برخوردار است كه آن را مي توان يكي از شاخصهاي اصلي سلامت سازماني به حساب آورد. شركت موتورلا« ظرف چهار سال 24 بار در ساختار سازماني خود تغيير داده است.

مقايسه اين مورد با سازمانها و وزارتخانه هاي ما بيانگر وجود ظرفيت بسيار پايين تغييرپذيري در سازمانهاي كشور است. آماده سازي سازمانهاي دولتي و مهمتر از آن باورهاي مديران ارشد آنها به عنوان بزرگترين بخش بازار مشاوره مديريت به پذيرش تغيير يكي از وظايف دولت در جهت توسعه بازار مشاوره است. مشاور عامل تحول است؛ در محيطي كه مديران نقش خود را اداره وضع موجود ببينند و سازمان خود را با دنياي رقابت جدا فرض كنند نيازي به تحول و در نتيجه مشاور نخواهند داشت.

2 - بستر سازي
دولت با ايفاي نقش پشتيباني كمك به ايجاد شرايطي مي كند كه تحت آن توسعه نظام مشاوره مديريت براي پاسخ گويي به بازار ايجاد شده تسهيل گردد. حاصل تلاشهاي دولت در اين سطح، ايجاد زمينه اي هموار و روان براي ايجاد و توسعه نهادهاي مشاوره در كشور است. دولت با به رسميت شناختن مشاوره مديريت به عنوان يك حرفه موثر در توسعــــه كشور ملزومات رشد آن را فراهم مي سازد. عوامل تشكيل دهنده اين سطح عبارتند از:

قوانين و مقررات: دولت هم در نقش كارفرما و هم به عنوان متولي توسعه بايد در قوانين و مقررات موجود در جهت توسعه استفاده سازمانهاي دولتي از مشاور و همچنين ايجاد شرايط مناسب كار مشاوران تجديدنظر كند.

مشاور مديريت در قانون موجود مالياتي كشور در رديف مشاوران املاك ديده شده است.

امكانات زيربنايي: مي بايد زمينه دسترسي و امكان تاميـن منابع لازم براي توسعه مشاوران مديريت مانند كتاب، مجله، نرم افزار، اينترنت سريع، ماهواره و شركت در كنفرانس هاي بين‌المللي فراهم شود كه بعضا براي مديران دولتي ميسر است.

توجه به توسعه مشاوره در برنامه ريزيهاي توسعه: اين مقوله در قالب يكي از اهداف برنامه مي بايد در دستور كار برنامه ريزان قرار گيرد تا به صورتي منسجم براي توسعه نظام مشاوره كشور برنامه ريزي شود. برنامه ريزي تامين كارشناسان مورد نياز از طريق برگـــزاري دوره هاي آموزشي در دانشگاهها و پيش بيني بودجه استفاده دستگاههاي دولتي از مشاور، مثالهايي در اين ارتباط هستند.

3 - نظام سازي
پس از ايجاد بازار و بسترسازي براي رشد مشاوره، دولت نقش ديگري در سامان دهي مشاوره به عهده دارد. حاصل تلاش دولت و جامعه مشاوران كشور در اين سطح ايجاد يك بازار هوشمند است كه در قالب آن مشاور با كارفرما و دولت رابطه اي سازنده و برد - برد داشته و مشاوره در قالب يك نظام منسجم ظرفيت بالايي براي حل مشكلات برسر راه دارد. صنعت مشاوره مديريت براي اينكه بتواند به عنوان يك جامعه حرفه اي در قالب يك كسب وكار فعاليت كند، از يك طرف نيازمند قانونمندسازي صنعت و محيط آن است و از طرفي ديگر، نيازمند تدوين استانداردها، اخلاق حرفه اي و چگونگي تعيين صلاحيت و كدهاي لازم در قالب نظام مشاوره مديريت است. نكته حائز توجه در اين سطح حساسيت خاص نقش دولت در شكل گيري نظام مشاوره است. دولت به عنوان عمده ترين كارفرما لازم است درتنظيم شرايط و سياستهاي ارجاع، تحويل و ارزيابي كار با نظام مشاوره هماهنگ عمل كند تا مانـع از اختلال در كار نظام و آشفتـه سازي بازار گردد. دولت در نقش متولي توسعه نيـز مي بايد بااتخاذ سياستهاي همسو در جهت توسعه نظام در درون خود به تقويت نظام مشاوره مديريت كمك كند. دولت بايد از مداخله مستقيم در شكل دهي نظام حرفه جداً خودداري كند و اين مهم را به اعضاي حرفه بسپارد.

دو عامل اصلي در ايفاي نقش نظام سازي دولت موثرند:

سياستگذاري: نقش سياستگذاري در تقويت بنيانهاي مشاوره مديريت در كشور بسيار مهم است. اتخاذ سياستهاي ناهماهنگ در اين ارتباط توسط دولت و بي توجهي دولت به وظيفه توسعه اي خود در ارتباط با توسعه نظام مشاوره، در حال حاضر يكي از علل اساسي عقب ماندگي جامعه مشاوران كشور است. ذيلاً به نمونه اي از سياستهايي اشاره مي شود كه لازم است توسط دولت در ايفاي نقش خود در سطح نظام سازي اتخاذ گردد:

عدم رقابت دولت با بخش خصوصي؛
عدم مداخله مستقيم دولت در شكل گيري نظام مشاوره؛
كمك به رقابتي ساختن بازار؛
پرهيز از سياستگذاريهاي مرتبط با صنعت به طور يك جانبه.

سازماندهي: براي ايفاي نقش يادشده دولت لازم است مرجع مشخصي را براي هماهنگيهاي لازم با نظام مشاوره و حصول اطمينان از اتخاذ سياستهاي همسو در دولت و اجراي صحيح آن معين كرده و ساختار مناسبي براي آن در نظر گيرد.

نكات حائز توجه در مدل ارائه شده
لازم است به نكات زيــــر در جهت روشن تر سازي مدل ارائه شده توجه شود:

1 - سطوح اشاره شده در هرم نقش دولت و همچنين عوامل مشخص شده در هر سطح به‌طور مطلق قابل تفكيك نيستند و در مواردي به صورت كم و يا زياد همپوشاني دارند؛

2 - در مقاله هرجا صحبت از مشاور شده است منظور نهادهاي مشاوره هستند ونه افراد مشاور. هر جا منظور افراد بوده به آن اشاره شده است؛

3 - اين مدل براي بيان انتظارات مشاور از دولت تهيه شده است. در مدل از نقش مشاور كه سهم قابل توجهي در توسعه نظام مشاوره دارد صحبتي به ميان نيامده است. شكل شماره سه درجات سهم مشاور و دولت را در سطوح مختلف مشخص مي كند.

4 - در هرم نقش دولت در توسعه نظام مشاوره مديريت همچنان كه در شكل شماره چهار نمايش داده شده است، هرقدر از قاعده هرم فاصله بگيريم و به راس هرم نزديك شويم ضرورت تعامل دولت با مشاور و هماهنگيهاي لازم بين اين دو نهاد بيشتر مي شود.

نتيجه گيري
دولتها در توسعه نظام مشاوره مديريت در كشور نه تنها به عنوان كارفرماي بزرگ بلكه در راستاي رسالتي كه در زمينه توسعه ملي به عهده دارند، نقش اساسي دارند. وظايف دولت در اين ارتباط در قالب مجموعه اي از عوامل اثرگذار بر سرنوشت مشاوره مديريت مطرح مي شوند. اين مجموعه عوامل مي تواند شرايط مساعدي را براي رشد و توسعه مشاوره مديريت در كشور ايجاد كند. مجموعه اين عوامل در قالب سه سطح قابل دسته بندي هستند. (شكل شماره 5)

تامين نسبي نيازهاي هر سطح شرط لازم براي موضوعيت يافتن نيازهاي سطح بعدي است. نكته حائز توجه در هرم نقش دولت در توسعه نظام مشاوره مديريت اين است كه هرقدر از قاعده هرم به راس هرم نزديك شويـم ضرورت تعامل دولت با مشاور بيشتر مي شود.1

پي نوشتها:
1 - چكيده اين مقاله به صورت سخنراني توسط نويسنده در نخستين همايش مشاوره مديريت و توسعه ملي (28 و29 تيرماه) با موضوع «انتظارات مشاوران مديريت از دولت» ارائه شده.

2 - SMITH, PETER AND MARK PETERSON, “LEADERSHIP AS EVENT MANAGEMENT: A CROSS - CULTURAL SURVEY BASED UPON MIDDLE MANAGERS FROM 25 NATIONS”. PAPER PRESENTED TO THE SYMPOSIUM ON CROSS - CULTURAL STUDIES OF EVENT MANAGEMENT AT THE INTERNATIONAL CONGRESS OF PSYCHOLOGY, MADRID, JULY 1994.

3- JIM COLLINS(2001), GOOD TO GREAT. HARPER PUBLICATION.

دكتر غلامرضا كياني : مديرعامل سازمان مديريت فرا ، عضو هيئت علمي سازمان مديريت صنعتي

* این مطلب عیناً و بدون هرگونه دخل و تصرف در متن یا ترتیب، از متن مقاله جناب آقای دکتر غلامرضا کیانی مدیرعامل محترم سازمان مدیریت فرا اقتباس و بازنشر شده است. اصل مقاله در آدرس http://mums.ac.ir قابل مشاهده می باشد. متاسفانه اشکال موجود در مقاله در دسترس نیست.