جهت جستجوی محتوای گروه اگزیت، از کلیدواژه مناسب در فیلد مقابل استفاده نمایید. سپس، نتایج در قسمت جستجوی پیشرفته، قابل بهینه‌سازی خواهد بود.

 

برون سپاری

برون‌سپاری در کسب و کار

برون‌سپاری یا بیرون‌سپاری؟

برون‌سپاری در کسب و کار چندین دهه است که به عنوان یک مفهوم شناخته شده وجود دارد. بسیاری فراگیر شدن این مفهوم را به ارائه دهندگان خدمات تبادل داده الکترونیک[1] در دهه ۱۹۷۰ میلادی مربوط دانسته و برخی نیز توسعه مفهوم برون‌سپاری را به تحولات نظام‌های تولیدی در آن دوران مرتبط می‌دانند. تاریخچه مفهوم‌پردازی برون‌سپاری هریک که باشد، این مفهوم در ادامه تفکر تقسیم کار آدام اسمیت (۱۷۷۶) است؛ وی به توسعه این مفهوم عمومی می‌پردازد که چنانچه کارکنان بر تعداد محدود و مشخصی از فعالیت‌ها و فرآیندها تمرکز نمایند، مهارت ایشان و نهایتاً کارایی در سطح خرد و ثروت ملت در سطح کلان، افزایش خواهد یافت. در این صورت، زمانیکه کار خاصی به فرد یا شرکتی سپرده می‌شود تا به بهترین نحو ممکن، نسبت به انجام آن اقدام نماید، طبیعتاً کارایی به نحو معنی‌داری افزایش یافته و منابع اقتصادی بهتر تخصیص یافته‌اند. پس از گذشت دو دهه، پارادایم حاکم در اوایل دهه ۹۰، بر استقبال سازمان‌ها از برون‌سپاری فعالیت‌های خود بر مبنای شایستگی اصلی[2] سازمان رقم خورد. بدین معنی، تمامی فعالیت‌های سازمان غیر از فعالیتی که شایستگی اصلی محسوب شده، قابل و مرجح به برون‌سپاری خواهد بود. دراین بین، بدون تردید یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت این استراتژی برای سازمان‌ها، توسعه فناوری اطلاعات در همین دوره زمانی بود، چراکه سازمان‌ها را قادر می‌ساخت تا به سادگی و به سرعت، با شرکای تجاری خود بدون درنظر گرفتن مرزهای جغرافیایی و مسافت، ارتباط برقرار نمایند. بر این اساس تمامی بخش‌های یک سازمان فرضی شامل واحدهای فناوری اطلاعات، منابع انسانی، خدمات و تأسیسات، خدمات پشتیبانی و انبارداری، خدمات حسابداری و مالی، تحقیقات بازاریابی، بخش‌ها با تمامی تولید، و حتی مرکز تلفن و پشتیبانی مشتریان می‌توانند برون‌سپاری شوند. امروزه این تصمیم که سازمان‌ کدام بخش‌ها را برون‌سپاری نموده و کدام بخش‌ها را تحت مدیریت خود نگهداری ‌نماید، در حوزه برنامه استراتژیک بوده و در موفقیت و بقای سازمان بسیار حائز اهمیت قلمداد می‌گردد.

امروز، برون‌سپاری تحت عنوان سرمایه‌گذاری روی رابطه‌ای میان‌مدت با یک منبع خارج از مرزهای سازمان، به منظور بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های آن منبع تعریف می‌گردد. برون‌سپاری در پاسخ به نیازهایی چون کاهش هزینه‌ها، کاهش زمان چرخه تولید و پیش‌تولید، تسریع پیشبرد و توزیع محصول و صرفه‌جویی در هزینه‌هایی همچون آموزش نیروی‌ انسانی، خرید تجهیزات و ... می‌باشد. برون‌سپاری ممکن است به جابجایی، حذف یا ایجاد و تغییر شغل منجر شود.

علی‌رغم مزایای انکارناپذیر برون‌سپاری، نقد‌های متعددی بر نحوه و میزان برون‌سپاری وارد شده و راه‌کارهای متعددی نیز به منظور پاسخ به نقائص احتمالی آن ارائه گردیده است. در این میان نکته حائز اهمیت این است که امروز، تفاوت قابل ملاحظه‌ای بین دو مفهوم برون‌سپاری[3] و بیرون‌سپاری[4] در ادبیات مدیریت قائل هستیم؛ اگرچه تا چندی پیش این تفاوت از منظر مدیران و اندیشمندان این حوزه، به این میزان درخور توجه نبوده و بعضاً این مفاهیم به صورت جایگزین به کار گرفته می‌شدند. توضیح اینکه پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ انتقادات متعددی نسبت به بیرون‌سپاری گسترده‌ای که توسط فعالان اقتصادی جهانی، خصوصاً ایالات متحده در مرزهای جمهوری خلق چین انجام گرفته بود، صورت پذیرفت. مسأله بدین صورت بحث می‌شود که بیرون‌سپاری اگرچه مزایای اقتصادی و افزایش کارایی را در بازه زمانی میان‌مدت در برداشته، با خروج مشاغل از مرزهای کشور مبدأ همراه بوده و افزایش نرخ بیکاری و کاهش رفاه عمومی را به همراه داشته است؛ چراکه عملاً نهاده تولید (که خود مصرف‌کننده نیز هست) نسبت به نهاده مصرف در مرزهای جغرافیایی (یکی از مفروضات علم اقتصاد) متفاوت تعریف شده و فعالیت می‌نمایند.

کارآفرینان، صاحبان ایده و مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط به منظور توسعه کسب و کار خود و دریافت مشاوره کسب و کار می‌توانند با کارشناسان گروه اگست در ساعات اداری تماس گرفته و یا سوالات، نظرات و پیشنهادات خود را با روابط عمومی مطرح نمایند.



[1] Electronic Data Interchange (EDI)

[2] Core Competency

[3] Outsource

[4] Offshore